زهرا جونزهرا جون، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

"زهرا" زیباترین هدیه خدا

گزارش هفتگي...

سلام دختر قشنگم ببخشيد باز دير شد. حالا واست تعريف ميكنم تو اين هفته چه اتفاق هايي افتاده. دوشنبه شب خاله زهرا(دخترخاله بنده)و دخترش فاطمه ثنا اومدن خونه ما. اخه باباي فاطمه ثنا كربلا بود باباي شما هم شب كار.كلي خوش گذشت صبحش هم مادرجون اومد اينجا دوشك تعويضت(واسه تو خونه)رو درست كرديم. خاله زهرا واسه ناهار نموند اما مادرجون اينها موندن جات خالي ماكاروني خورديم. چهارشنبه شب عيد غدير بود.ديرشده اما عيدت مبارك دختر گلم.واسه عيديت با بابا ابراهيم رفتيم يه بلوز شلوار صورتي خوشكل خريديم.انشاالله به سلامتي بپوشي عسلم. مادرجون اينها واسه ناهار اينجا بودن.صبح از خواب كه بيدار شدم گلوم درد ميكرد وااااااااااي سرماخوردگي!!!!!!! تو ...
3 آبان 1392

از خريد سيسموني تا شام امشب من و بابايي

سلام تنها دليل بودنم. دختر قشنگم گفته بودم امروز بايد برم بهداشت و دكتر اما بهداشت نرفتم دكترم هم گفت الحمدلله سونو مشكلي نداره خدا رو شكر. بعد از مطب دكتر با مادرجون و بابا ابراهيم رفتيم فروشگاههاي سيسموني بلوار كشوري رو ببينيم. تنوعش خيلي خوب بود.مادرجون واست يه 5 تيكه سايز 1 گرفت رنگش سفيده با حاشيه هاي صورتي. راستي دختر قشنگم كمدت رو هم سفارش داديم قراره تا دو روز ديگه آماده بشه.خيلي خوب بود هم كشو داشت هم جاكفشي هم دكور. اخه اين خونه اي كه الان هستيم 1 اتاق داره مجبوريم كمدي برداريم كه دكور و كمد با هم باشه تا تو اتاق جا بشه.براي همين دنبال يه كمد جمع و جور ولي جادار بوديم كه الحمدلله پيداش كرديم. من هم واست يه جغجغه استوا...
21 مهر 1392

از عروسي عمو مهدي تا اولين تكون دخترم

سلام قشنگم چطوری مامان؟ ببخشید دختر گلم یه هفته شده به وبلاگت سر نزدم   شنبه ساعتای ٣ و نیم شب رسیدیم اما تا امروز نتونستم به وبلاگت سر بزنم قول میدم جبران کنم حالا بزار واست از این یه هفته بگم چهارشنبه صبح راه افتادیم به طرف بیرجند شب حنابندون عمو مهدی بود خوش گذشت اما من خیلی خسته بودم. فردا شبش هم عروسی بود یعنی پنجشنبه ١١ مهر جمعه اول شب هم راه افتادیم به طرف مشهد ونصف شب رسیدیم. اینقدر خسته بودم که تا دو روز نتونستم خودم رو جمع و جور کنم. یکشنبه با مادرجون رفتیم پاساژ خسروی اما چون شهادت امام جواد(ع) بود بسته بود رفتیم فروشگاه پارچه عاقبتی و ملحفه ای های تشک وبالشتت رو خریدیم.یه پارچه صورتی با طرح دخترونه روش ک...
17 مهر 1392
1